تبليغاتX
برای عزیزترین گل همیشه عاشق
 
 
   
 
 
دور افتاده ام  . . .


تنم پر از صدای غریب دلتنگیست  . . .


چونان ماهی دور افتاده ای كه نفسهای آخر را سر میكند  . . .


یادت نرود  . . .


یادت نرود آوای من  . . .


میان این سنگریزه های كوچك و دوست داشتنی  . . .


میان این سپیدی درد آلود  . . .


میان این آبی آرام  . . .


گوش ماهی كوچكی منتظرت میماند  . . .


كه شاید روزی بیایی . . .


گونه هایش خشكیده  . . .


آخر تمام اشكهایش را برای خاطره هر چند كوچك از تو باخته  . . .


دروغ گفتند  . . .


تو نیامدی  . . .


میان این نا امیدی و حسرت جوانه ای شكوفه داد  . . .


باشد  . . .


اگر اشكهایم تمام شدند  . . .


لبخند باریكم هنوز باقیست  . . .


و برای آمدنت لبخندی دوست داشتنی را هدیه می دهد گوش ماهی كوچك من  . . .
 
 
 |    نوشته شده توسط علی آسمانی
 
 
   
 
 

آدمک آخر دنیاست بخند

آدمک مرگ همین جاست بخند

آن خدایی که تو بزرگش خواندی

به خدا مثل تو تنهاست بخند

دست خطی که تو را عاشق کرد

شوخی کاغذی ماست بخند

فکر کن درد تو ارزشمند است

فکر کن گریه چه زیباست بخند

صبح فردا به شبت نیست که نیست

تازه انگار که فرداست بخند

راستی آنچه به یادت دادیم

پر زدن نیست که درجاست بخند

آدمک نغمه آغاز نخوان

به خدا آخر دنیاست بخند


آدمک خر نشوی گریه کنی

کل دنیا سراب است بخند...

 
 
 |    نوشته شده توسط علی آسمانی
 
 
   
 
 

من از قصه زندگی ام نمی ترسم
من از بی تو بودن به یاد تو زیستن و تنها از خاطرات گذشته تغذیه کردن می ترسم.
ای بهار زندگی ام
اکنون که قلبم مالا مال از غم زندگیست
اکنون که باهایم توان راه رفتن ندارد
برگرد
باز هم به من ببخش احساس دوست داشتن جاودانه را
باز هم آغوش گرمت را به سویم بگشا
باز هم شانه هایت را مرحمی برایم قرار بده.
بگزار در آغوشت آرامش را به دست آورم
بدان که قلب من هم شکسته
بدان که روحم از همه دردها خسته شده.
این را بدان که با آمدنت غم برای همیشه من را ترک خواهد کرد.
بس برگرد که من به امید دیدار تو زنده ام

 
 
 |    نوشته شده توسط علی آسمانی
 
 
   
 
 

نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد

 

نمیخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد

ساخت

 

ولی بسیار مشتاقم

 

که از خاک گلویم سوتکی سازد

 

گلویم سوتکی باشد

 

بدست کودکی گستاخ و بازیگوش

 

و او یک ریز و پی در پی

 

هوای خویش را بر گلویم سخت بفشارد

 

وخواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد

 

بدین سان بشکند در من

 

سکوت مرگبارم را

 
 
 |    نوشته شده توسط علی آسمانی
 
 
   
 
 

آن زمان که سهراب نوشت:

   

 تا شقایق هست

 

          زندگی باید کرد،

 

               خبراز دل پر درد گل یاس نداشت...

 

    باید اینگونه نوشت:

 

         هر گلی هم باشی

 

                  چه شقایق چه گل پیچک و یاس،

 

                              زندگی اجباری است...

 

********

 

فكر ميكردم تنها دوست داشتن تو كافيه ...

 

اما انگار اشتباه ميكردم مثل هميشه ....

 

حالاحال و هوای ديگه اي دارم ....

 

انتظار ...انتظار ... انتظار ...

 

چقدر سخته ندونی ... آره .... يا .... نه ؟

 

هست .... يا .... نيست ....؟

 

چقدر سخته از نگاه حرف درآری و از چشم حرف بخوني ....

 

اينكه .....داره ...يا ...نداره ؟

 

حالا لحظه لحظه ی نفس هام نه هوای حضورتو داره نه غم رفتنتو ...

 

حالا !اين حال منه ...

 

حال منی كه به جاده ی عبورت چشم دوختمو دل دادم به زمان به هر

  

چه باداباد...

 

اينكه ... ميای ... يا ....نميای ؟ 

 

تنها کاری که می تونم کنم انتظاره...

 

انتظار...انتظار...انتظار...

 

خیلی سخته...خیلی...ولی مجبورم تحملش کنم...

 
 
 |    نوشته شده توسط علی آسمانی
 
 
   
 
 

 

عشق مانند پلی است بین زندگی و زیستن

 می توان از روی آن عبور کرد و تا ابد با عشق زیست،

 می توان تا نیمه راه رفت و دوباره بازگشت،

 می توان از همان ابتدا پلی دیگر را انتخاب کرد،

 می توان بعد از رسیدن به آخر پل ، پلهای برگشت پشت سر مان را خراب کنیم،

 می توان پل هایی را برای خودمان درست کنیم،

 می توان برای دیگران پلی را ساخت،

 می توان پل های دیگران را خراب کنیم،

 می توان از پلی گذشت و دوباره باز گردیم و پلی دیگر را انتخاب کنیم،

 می توان پل هایی را که خراب کرده ایم را درست کنیم و با آرامش از آن عبور کنیم،

 می توان از پلی صعب العبور گذشت و در بین راه فانی شویم،

 می توان از پل هایی که دیگران عبور کرده اند بگذریم،

 می توان دو نفر از یک پل بگذزند و هر کی زود تر رسید برنده شود،

 می توان پل هایی طولانی را برگزید هم می توان پل هایی کوتاه تر را برگزید،

             و ... می توان کار های بینهایتی را برای با عشق زیستن بر گزید

 
 
 |    نوشته شده توسط علی آسمانی
 
 
   
 
 

،تـنها عشق با روح انسان پـیـونـد می خورد،

،زنـدگـی بـدون عـشـق ،سـرد و مـرده اسـت،

،زنـدگـی  تـوام  عـشـق ،گرم و پـر خروش اسـت،

،هـر کـس کـه عشق را هـرگز نیافت زندگی هـم نکرد،

،و کسی هـم کـه عشق را یـافـت زنگی اش را ازدست داد،

،عشق شوری در نهاد ما نهاد***جان ما در بوته سودا نهاد،

،بـا عشق می توان دنیـا رو  بـه  انـدازه یک نفر کوچک کـرد،

،بـا عشق مـی تـوان یک نفر رو بـه اندازه دنیا بزرگ کرد،

،عشق با درد هـمـراه است، چون دگرگون می کند،

،عشق واقعی تنـهایی را به یگانگی مبدل میکند،

،عشق زیباست چون ،خدا،عشق را به ما داد،

 
 
 |    نوشته شده توسط علی آسمانی
 
 
   
 
 
چشم های من هنوز تو را ضجه می زنند
و در خیال خود
میان دست های تو سکوت کرده ام
نه مهربان من اشتباه رفته ام
تو ماه هاست رها کرده ای مرا و رفته ای
توبه کن و بازگرد!
بمان و روز های زرد را
زرد و پر درد را رنگ کن!
بیا و روز های سخت بغض را ببین
بیا برای لحظه ای کنار من بشین
و طبق عادت قدیم مرا ببوس
دلم برای بودن وجود ت اشک می شود
سوادکم زیاد نیست
ولی برای لحظه ای سرودنت مشک می شود!
مسافرم! شبانه های قلب من سیاه نیست
بیا و منصرف بشو.
کوچ مکن
برای ماندنت مگو که راه نیست
تمام شاعرانه ام فدای تو
تمام حسرت دلم برای  ماندنت
 جز آه نیست
بیا سکوت خسته ی مرا ورق بزن
بیا و درب های بسته ی مرا تتق بزن
تو رفته ای و بعد تو
 دلم غریب مانده است
صدای پای تو
 صدای قلب من
دلم شکست
و رد پای تلخ رفتنت میان
چشم من
نشست!!

 
 
 |    نوشته شده توسط علی آسمانی
 
 
   
 
 

خاك عاشقي مي داند ، گريه ميكند ، رنج ميكشد

و صبر ميكند ،سر به آستان مرگ ميگذارد ،بر شانه هايش گريه ميكند

اما نميميرد ، خاك عاشقي صبور است ،بر برگ هاي پاييز بوسه ميزند

تقدير جهان را عوض ميكند ،جوانه ها را بيدار، ودرخت ها را خواب ميكند

اما خود هرگز نمي خوابد ، خاك عاشقي صبور است ،كه سال ها و سال ها

برای آسمان صبر ميكند ، و من ، همانم ، كه از خاك آمده ام

چون خاك عاشقم ، و چون خاك ، روزي ، صبوري را هم خواهم آموخت

جبران خليل جبران

 
 
 |    نوشته شده توسط علی آسمانی
 
 
   
 
 

چشم چشم دو ابرو

نگاه من به هر سو

پس چرا نیستی پیشم

نگاه خیس تو کو؟

گوش گوش دوتا گوش

دو دست باز به آغوش

بیا بگیر قلبمو

یادم تورا فراموش

چوب چوب به گردن

جایی نری تو بی من

دق میکنم میمیرم

اگر تو دور شی از من

دست دست دوتا پا

یاد تو مونده اینجا

یاد میاد میگفتی

بی تو نمیرم هیچ جا!

چشم چشم دو ابرو

دو ابروی کمونی

چشم چشم دو ابرو

دو چشم آسمونی

چشم چشم دو ابرو

چشمای خیس هر شب

من تو یه فریاد

اسم تو عمری بر لب

دست دست دوتا دست

دودست عاشقونه

دو دست پاک و پر مهر

دو حس صادقاته

پا پا دوتا پا

دو پای سخت همراه

همراهی قرص و محکم

حتی تا خونه ی ما

قلب قلب دوتا قلب

دوقلب قفل درهم

دو قلب مست و عاشق

عشقی فرا از عالم

جسم جسم دو تا جسم

دو جسم اما با یک روح

یه روح آسمونی

بلند چو قله ی کوه

عشق عشق چه زیباست

الهی جون بگیره

هر کسی سد عشق شد

دعا کنیم بمیره

 
 
 |    نوشته شده توسط علی آسمانی
 
 
   
 
  با ترس زندگي نكن، زيرا قرار نيست تنبيه شوي. بدون ترس زندگي كن، زيرا تنها در اينصورت است كه مي تواني تمام و كمال زندگي كني.

ترس تو را بسته نگاه مي دارد. نمي گذارد باز باشي. با وجود ترس، پيش از آنكه كاري كوچك انجام دهي مجبوري فكر هزار و يك چيز را بكني و هرقدر بيشتر فكر كني، گيج تر مي شوي. اگر در اين جهت گام برداري كه امور را به گناه نسبت دهي، زندگي نخواهي كرد، جان خواهي كند.

فقط يك چيز را به خاطر داشته باش: يك اشتباه را بارها و بارها مرتكب نشو، زيرا اين كار حماقت است.

تو بايد زندگي را كاوش كني و در اين كاوش ممكن است گاهي به بيراهه روي. اگر تو از بيراهه رفتن هراس داشته باشي، نمي تواني چيزي را كاوش كني. آنگاه كل ماجراي زندگي از هم مي پاشد، به قتل مي رسد و از بين مي رود. اين كاري است كه برخي متظاهران به دينداري انجام داده اند: دين را بسيار سخت و محزون ساخته اند. به دين چهره اي ابرو در هم كشيده داده اند.

خدا داوري است كه نبايد از او بترسي و مطمئن باش كه خدا تو را درك خواهد كرد و تو را خواهد بخشيد. در اين مورد نگران نباش!

                                                                                                           آموزه های اشو

 
 
 |    نوشته شده توسط علی آسمانی
 
 
   
 
 

بوي باران ، بوي سبزه ، بوي خاک
شاخه‌هاي شسته ، باران خورده ، پاک
آسمان آبي و ابر سپيد
برگهاي سبز بيد
عطر نرگس ، رقص باد
نغمه شوق پرستوهاي شاد
خلوت گرم کبوترهاي مست

نرم نرمک ميرسد اينک بهار

خوش بحال روزگار
خوش بحال چشمه‌ها و دشتها
خوش بحال دانه‌ها و سبزه‌ها
خوش بحال غنچه‌هاي نيمه‌باز
خوش بحال دختر ميخک که ميخندد به ناز
خوش بحال جام لبريز از شراب
خوش بحال آفتاب

اي دل من گرچه در اين روزگار
جامه رنگين نمي‌پوشي بکام
باده رنگين نمي‌بيني به جام
نقل وسبزه در ميان سفره نيست
جامت از آن مي که مي‌بايد تهي است؛

اي دريغ از تو اگر چون گل نرقصي با نسيم
اي دريغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
اي دريغ از ما اگر کامي نگيريم از بهار
گر نکوبي شيشه غم را به سنگ
هفت رنگش مي‌شود هفتاد رنگ ...

                                                                         فریدون مشیری

 
 
 |    نوشته شده توسط علی آسمانی
 
 
   
 
   

می دانم ......

ستاره ها چندین شب است

که بیدار می مانند

و از چند روز پپش

تمام راهها به فردا ختم می شوند

گویا آن نا شناخته

گردنه ها را پشت سر نهاده

می آید

باید به جویبار تازه گی بروم

می گویند آنجا اطراق می کند

این آخرین بهار فرصت

برای من است

آخرین مجال

برای خوشه های گندمی که کاشتم

می خواهم به رنگ طلایی عشق برگردم .

 
 
 |    نوشته شده توسط علی آسمانی
 
 
   
 
 

دل من تنها بود
دل من هرزه نبود
دل من عادت داشت
که بماند يک جا
به کجا؟
معلوم است
به در خانه ي تو
دل من عادت داشت
که بماند آن جا
پشت يک پرده تور
که تو هر روز آن را
به کناري بزني
دل من ساکن ديوار و دري
که تو هر روز از آن مي گذري
دل من ساکن دستان تو بود
دل من گوشه يک باغچه بود
که تو هر روز به آن مي نگري
دل من را ديدي؟
ساکن قلب تو بود...
يادت هست؟

 
 
 |    نوشته شده توسط علی آسمانی
 
 
   
 
 

منبع: www.p30download.com

 باز کن پنجره ها را، که نسیم
روز میلاد اقاقی ها را
جشن می گیرد،
و بهار،
روی هر شاخه، کنار هر برگ،
شمع روشن کرده است.

همه ی چلچله ها برگشتند،
و طراوت را فریاد زدند.
کوچه یکپارچه آواز شده است،
و درخت گیلاس،
هدیه ی جشن اقاقی ها را،
گل به دامن کرده است.

باز کن پنجره ها را ای دوست!
هیچ یادت هست،
که زمین را عطشی وحشی سوخت؟
برگ ها پژمردند؟
تشنگی با جگر خاک چه کرد؟

هیچ یادت هست،
توی تاریکی شب های بلند،
سیلی سرما با خاک چه کرد؟
با سر و سینه ی گل های سپید،
نیمه شب، باد غضبناک چه کرد؟
هیچ یادت هست؟

حالیا معجزه ی باران را باور کن!
و سخاوت را در چشم چمن زار ببین!
و محبت را در روح نسیم،
که در این کوچه ی تنگ،
با همین دست تهی،
روز میلاد اقاقی ها
جشن می گیرد.

خاک، جان یافته است.
تو چرا سنگ شدی؟
تو چرا این همه دلتنگ شدی؟
باز کن پنجره ها را...
و بهاران را باور کن!

 
 
 |    نوشته شده توسط علی آسمانی
 

pctfx3.3

Desert Float Template

Interactive Multimedia CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: Professional Web Site Design Center Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, وبلاگ كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

اطلاعات مربوط به گروه طراحي چندرسانه اي: Web Development Department - Multimedia Design Group , بخش توسعه وب - گروه طراحي چند رسانه اي Web Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي وب - گروه طراحي چند رسانه اي Multimedia Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي چند رسانه اي - گروه طراحي چند رسانه اي Blog - Multimedia Design Group , وبلاگ - گروه طراحي چند رسانه اي

اطلاعات مربوط به تكنوراتي: pictofxt Farsi Blog Porteghal Domain Registration

میزبانی میزبان هاست دامین دامنه دومین