|

روز قبل از آمدن جهت جلسه سوال کردم ...اد تعطیل است و کسی نیست چطور جلسه
گذاشتند
گفتند : روز تعطیل بهتره
رفتم در حال جابجایی بودند
انگار بمب ترکیده هرکی یک طرف و ...ر صاحبشو نمی شناخت
قبل از جلسه ...دقی گفت تو جلسه زیادی حرف نزنی مثل همیشه
ولی بازم نشد نتونستم آخه دستمال به دستها مجبورم می کنن
راستی یادم نرفته خانم ...امتی هم نمی دونم به چه دلیل اونجا بود
رفتم بعد از جلسه دیدن ...اع و بقیه بچه ها یهو آقا بزرگ که از من خوشش نمی یاد یهو با
دنباله هاش ریختن تو
رفتم اتاق روبروی اتاق قبلیم پیش ...دقی که باز آقا بزرگ با دنباله هاش منو اونجا هم دید
رفته بودم یکی از بچه های به نسبت جدیدو که اونجا بود ببینم و با اون بریم سمت خونه
...ینو برداشتم و رسوندم ۱۶ متری ... دم خونشون
تو را هم کلی غیبت کردیم
راستی چون امروز باز کمرم گرفته بود روزه نبودم
تو مسیر برگشت از سر خیابان ...وم زاده دو عدد اسپری براق کننده داشبورد برای ماشین
گرفتم
تازه شروع کرده بودم و دم در خونه با بدبختی پارک کرده بودم که یهو ...
یک همسن و سالو هم قد ...گس وایستاد
خدایا اشتباه نمی کنم
خواب نمی بینم
نمی دونی چه حسی داشتم
شوکه ... نه
مات و مبهوت ... نه
خوشحال ... نه
همش
ولی بازم نمی دونم چرا همنجوری که دوست داشتم بغلش کنم تا دیگه هیچ موقع از
من دور نشه
نتونستم
نتونستم
حرفهای که بعد از ۴ سال دیدمش زدیم اگه به هرکی بگی حتماٌ می خنده
واقعا می خنده
اونم از ته دل
همونطوری بود
ساده
مرتب
زیبا و متین
ولی جا افتاده تر و خیلی خیلی خانم تر از همیشه
خانمیش که همیشه جای خوذشو داشت
هنوز که می نویسم تپش قلبم و درد کمرم آروم نشده
رفتم از کوچه بالای با ماشین دوباره دنبالش و یواشکی دیدمش
نمی دونم چرا ما دو تا اینقدر ملاحظه موقعیت ها رو می کنیم
نمی دونم چرا اصل دوست داشتنمونو بهش توجه نداریم
قطره اشک کنار چشمشو دیدم
ولی نبود تا تو ماشین اشکامو ببینه
نبود تا عرق دستامو که نمی تونست فرمونو درست بگیره ببینه
دیدم رفت دم ایستگاه و از دکه نمی دونم بلیط گرفت یا نه
ولی بازم جرات نکردم برم جلو و اونو سوار کنم و با هم این همه سالو حرف بزنیم
نه مثل تو کوچه دم خونمون حرفهای خیلی دور و پرت
راستی بی معرفت نبودم گفتم برسونمت
ولی بازم ...
این اولین باره که اونجوری که ...گس دوست داره می نویسم
تا وقتی دوباره نوشته هاشو نبینم
یا وقتی صداشو نشنوم
مطالب و نظرات خصوصیکه برام میزاره رو نخونم
دیگه مطالب این بلاگو بروز نمی کنم
ضمناٌ هر وقت به اون صحنه غیر منتظره فکر می کنم مو به تنم هنوز راست میشه
خیلی
خیلی
دوست دارم
ای عزیزترین گل همیشه عاشق
ای بهترین



|