دروغ
هر که بد ما به خلق گوید
ما چهره زغم نمی خراشیم
ما خوب از او به خلق گوییم
تا هر دو دروغ گفته باشیم
دکتر شریعتی
هر که بد ما به خلق گوید
ما چهره زغم نمی خراشیم
ما خوب از او به خلق گوییم
تا هر دو دروغ گفته باشیم
دکتر شریعتی
مسافر تاکسی آهسته روی شونهی راننده زد چون میخواست ازش یه سوال
بپرسه…
راننده جیغ زد، کنترل ماشین رو از دست داد…
نزدیک
بود که بزنه به یه اتوبوس…
از جدول کنار خیابون رفت بالا…
نزدیک بود که چپ کنه…
اما
کنار یه مغازه توی پیاده رو متوقف شد…
برای چندین ثانیه هیچ حرفی بین راننده و
مسافر رد و بدل نشد…
سکوت سنگینی حکم فرما بود تا این که راننده رو به مسافر کرد و
گفت :
"هی مرد! دیگه هیچ وقت این کار رو تکرار نکن…
من رو تا سر حد مرگ ترسوندی!
"
مسافر عذرخواهی کرد و گفت :
"من نمیدونستم که یه ضربهی کوچولو آنقدر
تو رو میترسونه"
راننده جواب داد:
"واقعآ تقصیر تو نیست…
امروز اولین
روزیه که به عنوان یه رانندهی تاکسی دارم کار میکنم…
آخه من 25 سال رانندهی
ماشین حمل جنازه بودم" !!!
ببوسیـدش ..
حتی اگه با هم دعـوای ِ بـدی کرده باشیـد ..
حتی اگه بهتـون گفته باشه از این زنـدگی ِ کوفتـی خسته شـده ..
حتی اگه برچسـب ِ ” بد اخـلاق ” بهـتون چسبـونده باشه !
ببوسیـدش ..
حتی اگه بهتـون گیر ِ بیخـود داده باشه ..
گفته باشه از لباسـی که شما عاشقشین متنفـره ! ..
نفهمیـده باشه شما موهـاتون رو مِش کردین !
ببـوسیـدش
..
حتی اگه بـوی ِ عرق و خستگی میـده ..
حتی اگه یـادش میـره جواب سلام ِ شما رو بـده ..
حتی اگه خیلی وقته براتـون گُـل نخـریده !
بـبوسیـدش
..
حتی اگه شما رو رنجـونده و غـرورش نمیذاره دلجـویی کنه ..
حتی اگه گرسنه اس و با شما مثل ِ آشپـز ِ دربـارش برخـورد می کنه ..
حتی اگه یادش میـره ازتـون تشـکر کنه !
ببوسیـدش ..
وقتی براتـون یه آهنگ ِ جدیـد میذاره و می گه : ” اینـو برای تـو آوردم ! ” ..
وقتی تو چشـاش پـُر ِ خواستنه ..
وقتی دست های ِ ظریـف ِ دختـرونه تـون میـون ِ دستای ِ زمخت و مردونه اش گم می شن
.. !
ببـوسیـدش
..
حتی اگه از عصبانیت داریـد دیوونه می شید ..
حتی اگه شما رو با مادرش مقایسه می کنه ..
حتی اگه با حرص می خوایید از خونه بزنیـد بیـرون و اون محـکم بـازوهاش رو دورتـون
حلقه می کنه و وسـط ِ جیـغ های ِ شما با خنـده می گه :
” عزیـزم ؛ کجا می خـوای بـری این وقته شب ؟! ”
بـبوسیـدش ..
وقتی ناغافلی لباسـی رو خریـده که هفته ی پیش ، پشت ِ ویتریـن دیدین و فقـط یه
کلمه گفتین این چه خوشگله ! ..
وقتی دست هاش پـُر از خریـد خونه ان و درُ با پـاش می بنـده ..
وقتی با نگاهـی پـُر از تحسین سر تا پاتـون رو برانـداز می کنه .. !
ببـوسیـدش ..
حتی اگه تـوی ِ شرکـت پیـاز خورده ..
حتی اگه با دوست هاش تلفنـی یک ساعـت حرف می زنه و شامتـون سـرد شده ..
حتی اگه رو دنـده ی ” نه ” گفتن افتـاده .. !
شایـد فـردایی نباشـه …
شایـد اون فـردا نباشـه …
خداوندا :
دستانم خالی اند و دلم غرق در آرزوها
به قدرت بی کرانت دستانم را توانا گردان،
و دلم را از آرزوها خالی مکن
دو خلبان نابینا که هردو عینکهای تیره به چشم داشتند،
در کنار سایر خدمه
پرواز به سمت هواپیما آمدند،
در حالی که یکی از آنها عصایی سفید در دست
داشت
و دیگری به کمک یک سگ راهنما حرکت میکرد.
زمانی که دو خلبان وارد
هواپیما شدند، صدای خنده ناگهانی مسافران
فضا را پر کرد. اما در کمال تعجب
دو خلبان به سمت کابین پرواز رفته
و پس از معرفی خود و خدمه پرواز، اعلام
مسیر و ساعت فرود هواپیما،
از مسافران خواستند کمربندهای خود را ببندند.
در
همین حال، زمزمههای توام با ترس و خنده در میان مسافران
شروع شده و همه
منتظر بودند، یک نفر از راه برسد و اعلام کند
این ماجرا فقط یک شوخی یا
چیزی شبیه دوربین مخفی بوده است.
اما در کمال تعجب و ترس آنها، هواپیما شروع
به حرکت روی باند کرده
و کم کم سرعت گرفت.
هر لحظه بر ترس مسافران افزوده
میشد چرا که میدیدند هواپیما با سرعت به سوی دریاچه کوچکی که در انتهای
باند قرار دارد، میرود.
هواپیما همچنان به مسیر خود ادامه میداد و
چرخهای آن به لبه
دریاچه رسیده بود که مسافران از ترس شروع به جیغ و
فریاد کردند.
اما در این لحظه هواپیما ناگهان از زمین برخاست و سپس همه چیز
آرام آرام به حالت عادی بازگشته و آرامش در میان مسافران برقرار شد.
در همین هنگام در کابین خلبان، یکی از خلبانان به دیگری گفت:
باب، یکی از همین روزا بالاخره مسافرها چند ثانیه دیرتر شروع به
جیغ زدن میکنن و اون وقت کار همه مون تمومه!
یه کلاغ و یه خرس سوار هواپیما بودن
کلاغه سفارش چایی میده، چایی رو که میارن یه کمیشو میخوره باقیشو می پاشه به مهموندار
مهموندار میگه چرا این کارو کردی؟
کلاغه میگه دلم خواست پررو بازیه دیگه پررو بازی!
چند دقیقه میگذره باز کلاغه سفارش نوشیدنی میده
باز یه کمیشو میخوره باقیشو میپاشه به مهموندار
مهموندار میگه : چرا این کارو کردی؟
کلاغه میگه دلم خواست پررو بازیه دیگه پررو بازی !
بعد از چند دقیقه کلاغه چرتش میگیره
خرسه که اینو میبینه به سرش میزنه که اونم یه خورده تفریح کنه ...
مهموندارو صدا میکنه میگه یه قهوه براش بیارن
قهوه رو که میارن یه کمیشو میخوره باقیشو میپاشه به مهموندار
مهموندار میگه چرا این کارو کردی؟
خرسه میگه دلم خواست پررو بازیه دیگه پررو بازی
اینو که میگه یهو همه مهموندارا میریزن سرش و کشون کشون تا دم در هواپیما میبرن که بندازنش بیرون
خرسه که اینو میبینه شروع به داد و فریاد میکنه
کلاغه که بیدار شده بوده بهش میگه:
آخه خرس گنده تو که بال نداری مگه مجبوری پررو بازی دربیاری؟!!
جمعه کویر بودم تو گوشیم ماسه رفته خراب شده
دیروز بردم گارانتی ، میگه گوشیتون خرابه؟
گفتم پـَـَـ... گفت : خفه شو بی شخصیت ، بفرمااا بیــــرون آقاااا!!!
گفتم میخواستم بگم پـَـَـرت شدم رو رمل های کویر ، احتمالا توش ماسه رفته باشه!
طرف دوساعت عذر خواهی کرده ، میگه پس آوردین درستش کنیم؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ ، مرگ مغزی شده آوردم اعضای قابل اهدای سالمش رو بردارین..!
**********
صدای
خروپفش کشتمون ! تکونش دادم از خواب پریده، میگه سر صدام اذیتت میکنه؟
میگم پـَـــ نــه پـَـــ ـ جنس صداتو دوست دارم میخواستم بت بگم سعی کن
تو اوج که میری رو تحریرات بیشتر کار کن
**********
با کل
فامیل واسه بابابزرگم رفتیم خواستگاری، پیرزنه بهش میگه شما تا حالا ازدواج
کردین؟
پـَـــ نَ پـَـــ تک پسر خونه ست، ما 60 نفرو هم از پرورشگاه
ورداشته اورده بیایم واسش خواستگاری
*********
لاکپشته ما رو دیده ، رفته تو لاکش ... دوستم میگه: ترسیده؟
پَ نه پَ چشم گذشته ما بریم قایم بشیم ... بدو بریم بــــدو !
**********
بابابزرگم داشت تو خواب صداهای عجیب و غریب در میاورد !
خانمم میگه داره خرناس میکشه؟!
پَ نه پَ داره کانکت میشه ولی چون تو محل ما ADSL نمیدن از dial-up استفاده میکنه
*********
با دوستم نشستیم عکسای عروسیه اون یکی دوستمو نگاه میکنیم ...
میگه سارا شوهرش کچله؟!
پَ نه پَ مو داره فقط فرقشو گشاد باز کرده
**********
میخوام برم خونه چشام قرمزه ... به رفیقم میگم چشام قرمزه؟
میگه آره میخوای همینجوری بری ؟
پَ نه پَ وایمیسم تا سبز شه بعد حرکت میکنم ...
**********
گاو اولی : ما !!!!!!!!!!! گاو دومی : ما !!!!!!!!!!!! گاو اولی : پ نه پ اونا!
رئیس گاو داری: پــ نه پـــ و زهرمار,کوفت!!!
ستاد مبارزه با پــَ نــَ پــَ - واحد دام و طیور
(نکته کنکوری:چه کسانی گفتند پ نه پ؟! )
**********
رفتم مغازه میگم یه نوشابه بزرگ بدین.. میگه خانواده باشه؟
میگم پ ن پ مجرد باشه اهل نماز و روزه هم باشه
**********
نوزاده
تو بغل مامانش گریه میکرده مامانه میگه قربونت برم گرسنته؟
بچه هه به اذن
خداوند میگه پَ نَ پَ دارم برای گرسنگان و زلزله زدگان سومالی گریه میکنم
*********
پرسید شبی ز حال من دلدارم
گفتم که ز رنگ و بوی تو بی زارم
گفتا نکند 2 تا شده شلوارت
گفتم پ ن پ فقط تو را دوست دارم
**********
تو
بانک بودم نوبتم شد رفتم جلو باجه 7 ،آقاهه تقریبا دیگه منو میشناسه
انقـــد رفتم بانک گفت:لطفا" شمارتونو بدید...
گفتم:شماره نوبتــمو؟
گفت:پ ن
پ شماره موبایلتـو! فقط بگما من تک می زنم تو زنگ بزن! شماره نوبتمو بهش
دادم یه چکم بهش دادم کــه نقدش کنه.
می گه:می خوای نقدش کنی؟
گفتم:پ ن پ
اینو دادم واسه این کــه تو شارژ بخری زنگ بزنی..!
***********
رفتم
قنادی میگم یه کیک میخوام روش نوشته باشه پیوندتان مبارک..
میگه واسه جشن
عقده؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ واسه ختنه ست .......بریدیم، با درخت کاج
پیوند زدیم..
***********
برای بار اول رفتم مرکز اهدای خون ... پرستار می گه میخواین خون بدین؟
گفتم پَ نه پَ پشهایم اومدیم مهمونی !
بعد نیم ساعت نوبتم شده میگه کارت ملی؟
میگم مگه کارت می خواد؟!
میگه : پَ نه پَ میتونی آزادم بزنی ... لیتری ۷۰۰ !
**********
حافظ
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
... به خال هندویش بخشم سمرقند بخارا را
===================
صائب تبریزی
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سر و دست و تن و پا را
هر آنکس چیز می بخشد ز مال خویش می بخشد
نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را
===================
شهریار
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم تمام روح اجزا را
هر آنکس چیز می بخشد بسان مرد می بخشد
نه چون صائب که می بخشد سر و دست و تن و پا را
سر و دست و تن و پا را به خاک گور می بخشند
نه بر آن ترک شیرازی که برده جمله دلها را
===================
محمد عیادزاده
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
خوشا بر حال خوشبختش، بدست آورد دنیا را
نه جان و روح می بخشم نه املاک بخارا را
مگر بنگاه املاکم؟چه معنی دارد این کارا؟
و خال هندویش دیگر ندارد ارزشی اصلاً
که با جراحی صورت عمل کردند خال ها را
نه حافظ داد املاکی، نه صائب دست و پا ها را
فقط می خواستند این ها، بگیرند وقت ما ها را.....؟؟
تو "حوا" و من "آدم"
سیبی
در کار باشد یا نه
در
آغوش تو بهشت جاریست
بوسه
هایت طعم سیب می دهند...
خبٌ:
این کلمه ای است که زنان برای پایان دادن به مکالمه هایی استفاده میکنند که در آن حق با آنهاست و شما
باید خفه بشوید.
پنج دقیقه:
اگر مشغول لباس پوشیدن است یعنی حداقل نیم ساعت. هرچند پنج دقیقه دقیقاً
معادل پنج دقیقه است
اگر به شما پنج دقیقه بیشتر زمان جهت تماشای فوتبال
داده شده باشد.
هیچی:
این آرامش قبل از توفان است. معنی و مفهوم آن این است که باید به شدت گوش
به زنگ باشید.
بحثهایی که با هیچی شروع میشوند، غالباً با خبٌ تمام
میشوند.
بفرمایید:
این کلمه اصلاً ربطی به اجازه دادن انجام کاری ندارد. «اگه جرئت داری» در آن مستتر است.
آه بلند:
این در حقیقت یک کلمه محسوب میشود که معمولاً درست فهمیده نمیشود. آه
بلند یعنی او فکر میکند
شما یک احمق به دردنخور هستید و او نمیداند
چرا دارد وقتش را با ماندن و بحث با شما سر هیچٌی تلف
میکند.
اشکال نداره:
این یکی از خطرناک ترین جملاتی است که زن شما ممکن است به شما بگوید.
اشکال نداره یعنی اون
به زمان طولانی تری احتیاج دارد که تصمیم بگیرد شما
چگونه باید تاوان این اشتباهتان را پس بدهید.
ممنون: از شما تشکر میکند. فقط بگویید خواهش میکنم. هیچ حرف اضافه ای نزنید. خیلی ممنون
میتواند نشان دهنده یک خطر بالقوٌه باشد.
اصلاً هرچی:
این ترکیب برای گفتن به حساب میرسم! یا مرده شورت رو ببرن استفاده میشود.
نه. نگرانش نباش عزیزم، خودم انجام میدم:
یک
جمله بسیار خطرناک دیگر. به معنی آنکه این کار به دفعات متعدد به شما
محول شده و حالا تصمیم گرفته
خودش دست به کار شود. این حالت معمولاً منجر
به حالتی خواهد شد که شما بپرسید چی شده؟