که گاه بیایی و  حضورت را کنار کلمات تنهایم لمس کنم . .

کسی چه می داند ؟

نه ! نمی داند

که نگاه آرام تو را من چگونه از پست و بلندای واژه هایم می نوشم . . .

چون نسیمی می آیی می وزی لابه لای شعرهایم

 و تپیدن آغاز می کنند

بودن هایم

میان آیینه ظریف نگاه تو . .