حضورت
که گاه بیایی و حضورت را کنار کلمات تنهایم لمس کنم . .
کسی چه می داند ؟ نه ! نمی داند که نگاه آرام تو را من چگونه از پست و بلندای واژه هایم می نوشم . . . چون نسیمی می آیی می وزی لابه لای شعرهایم و تپیدن آغاز می کنند بودن هایم میان آیینه ظریف نگاه تو . .
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۰/۰۴/۱۴ ساعت 18:47 توسط علی آسمانی
|
خدا حافظ همین حالا