خدايا ... خیلی خیلی می ترسم
خدايا...
تو بگو چه کنم ، تو نشانم بده راهي که بهترين است.
خدايا...
مي دانم تو هميشه با مایی ، ولي تنهايمان مگذار .
خداوندا..
من از تنهايي و برگ ريزان پاييز، من از سردي سرماي زمستان،
من از تنهايي و این دنيا مي ترسم.
خداوندا...
من از همرهان بي احساس، من از نارفيقي هاي اين دنيا مي ترسم.

خداوندا...
من از احساس بيهوده بودن، من از چون حبابِ آب بودن،
من از ماندن چون مرداب مي ترسم.
خداوندا...
. من از ماندن مي ترسم
خداوندا...
من از رفتن مي ترسم
خداوندا...
من از خود نيز مي ترسم
خداوندا...
پناهم ده
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۰/۱۰/۲۱ ساعت 0:56 توسط علی آسمانی
|
خدا حافظ همین حالا