بودا و زن هرزه!!
بودا به دهی سفر کرد.
زنی که مجذوب سخنان او شده بود از او خواست تا برای صرف
غذا مهمانش باشد.
بودا پذیرفت و مهیای رفتن به خانهی او شد.
کدخدای دهکده شتابان خود را به بودا رسانید و گفت:
این زن، هرزه و بدنام است به خانهی او نروید.
بودا به کدخدا گفت:
یکی از دستانت را به من بده.
او تعجب کرد و یکی از
دستانش را در دستان بودا گذاشت.
آنگاه بودا گفت:
حالا کف بزن.
کدخدا بیشتر
تعجب کرد و گفت: هیچ کس نمیتواند با یک دست کف بزند.
هیچ زنی نیز
نمیتواند به تنهایی بد و هرزه شود، مگر این که مردان
دهکده نیز هرزه
باشند.
بنابراین مردان و پولهایشان است که از این زن، زنی هرزه ساختهاند.
نتیجهگیری:
1. بیچاره بعضی که تنها نام آنها بد در رفته است.
2. کسی میداند به ازای هر زن بدنام چند مرد بدنام وجود دارد؟
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۱/۰۶/۰۸ ساعت 15:57 توسط علی آسمانی
|
خدا حافظ همین حالا