خدا
باران چه واژه ی آشنایست ....
آسمان هم میگرید...
آسمان تو چرا گریانی؟
...
تو دگر از دست کی اندوهگینو پریشانی !
ما اگر گریانم گریه دگر بخشی از زندگی ماست تو چرا گریانی
تو که در اوج بلندی جهان جای داری
تو سزاوار لب خندانی
ز دست دل پر درد گریان شده ایم
اما در آغاز تولد گریه را سر دادیم
بار الهی بنده ات راضیست با دنیای تو
پس چرا بارانیست ابران تو...
من که ره جستم به سویت ای خدا
من که عشق رها کردم به سویت ای خدا
من که بی تو بی هدف ماندم ای خدا
پس چرا باز بی تو ماندم ای خدا ؟
پس چرا ... ؟؟؟
ما اگر گریانم گریه دگر بخشی از زندگی ماست تو چرا گریانی
تو که در اوج بلندی جهان جای داری
تو سزاوار لب خندانی
ز دست دل پر درد گریان شده ایم
اما در آغاز تولد گریه را سر دادیم
بار الهی بنده ات راضیست با دنیای تو
پس چرا بارانیست ابران تو...
من که ره جستم به سویت ای خدا
من که عشق رها کردم به سویت ای خدا
من که بی تو بی هدف ماندم ای خدا
پس چرا باز بی تو ماندم ای خدا ؟
پس چرا ... ؟؟؟
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۱/۰۶/۲۹ ساعت 15:40 توسط علی آسمانی
|
خدا حافظ همین حالا