با تیشه خیال تراشیده ام تورا ...

 

در هر بتی که ساخته ام دیده ام تو را

 

از آسمان به دامنم افتاده آفتاب ؟ ...

 

یا چون گل از بهشت خدا چیده ام تو را

 

هر گل به رنگ و بوی خودش می دمد به باغ...

 

من از تمام گلها بوییده ام تو را

 

رویای آشنای شب و روز عمر من ...

 

در خواب های کودکی ام دیده ام تو را

 

از هر نظر تو عین پسند دل منی ...

 

هم دیده ، هم ندیده ، پسندیده ام تو را

 

زیبا پرستی ِ دل من بی دلیل نیست ...

 

زیرا به این دلیل پرستیده ام تو را

 

با آنکه جز سکوت جوابم نمی دهی ...

 

در هر سوال از همه پرسیده ام تو را

 

از شعر و استعاره و تشبیه برتری ...

 

با هیچ کس بجز تو نسنجیده ام تو را

 



قیصر امین پور