درسي از عصر يخبندان
در عصر یخبندان بسیاری از حیوانات یخ زدند و مردند.
می گویند خارپشتها وخامت اوضاع رادریافتند تصمیم
گرفتند دورهم جمع شوند
و بدین ترتیب همدیگررا حفظ کنند...
وقتی نزدیکتر به هم
بودند گرمتر میشدند ولی خارهایشان یکدیگررا زخمي ميكرد .
بخاطرهمین تصمیم گرفتند ازهم دور شوند ولی
از سرما یخ زده میمردند...
ازاینرو مجبور بودند یا خارهای دوستان را تحمل کنند، یا نسلشان منقرض شود.
پس دریافتند که بهتر است باز گردند و گردهم آیند و آموختند که :
با زخم های کوچکی که همزیستی با کسان بسیار نزدیک بوجود می آورد زندگی
کنند ، چون گرمای وجود دیگری مهمتراست…
و این چنین توانستند زنده بمانند .
بهترین رابطه این نیست که اشخاص بی عیب و نقص را گردهم می آورد
و آنان را تحسین نماید ؛
ازاینرو مجبور بودند یا خارهای دوستان را تحمل کنند، یا نسلشان منقرض شود.
پس دریافتند که بهتر است باز گردند و گردهم آیند و آموختند که :
با زخم های کوچکی که همزیستی با کسان بسیار نزدیک بوجود می آورد زندگی
کنند ، چون گرمای وجود دیگری مهمتراست…
و این چنین توانستند زنده بمانند .
بهترین رابطه این نیست که اشخاص بی عیب و نقص را گردهم می آورد
و آنان را تحسین نماید ؛
"" بلکه آن است هر فرد بیاموزد با معایبها و خوبیهای دیگران
کنارآید
بدبختی این حسن را دارد که دوستان حقیقی را به ما می
شناساند… ""
آنوره دو بالزاک
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۱/۰۹/۰۷ ساعت 19:54 توسط علی آسمانی
|
خدا حافظ همین حالا